سخنان حضرت امیر (ع)

صدقه دارویی است شفا بخش، آنچه بندگان در دنیا می کنند در آخرت جلوی دیدگانشان خواهد بود.
از این انسان در شگفت باشید که با پیهی می نگرد و با گوشتی سخن می گوید و با استخوانی می شنود و از شکافی نفس می کشد.
آنگاه که دنیا به کسی روی آورد خوبی های دیگران را به او عاریت دهد و آنگاه که دنیا به او پشت کند خوبی های خودش را (نیز) از وی برباید.
با مردم به گونه ای رفتار کنید که اگر از دنیا رفتید بر شما گریه کنند و اگر زنده بودید با اشتیاق به سوی شما آیند.
هر گاه بر دشمن خویش چیره گشتی عفو را شکرانه غلبه بر او قرار ده.
ناتوان ترین مردم کسی است که نتواند (برای خود) دوستانی فراهم کند و ناتوان تر از او کسی است که دوستی را که به دست آورده از دست دهد.
آنگاه که طلیعه نعمتها به شما رسید نهایت آن را در اثر کم سپاسی از خود دور نکنید.
کسی را که خویش نزدیک واگذارد ، یاری بیگانه دور برایش فراهم شود. (و در هر حال خداوند تنهایش نگذارد.)
هر گرقتاری (یا فریب خورده ای) را سرزنش نتوان کرد.(چه بسا بی تقصیر باشد.)
رویدادها چنان رام تقدیر ها (ی الهی) است که گاهی چاره جویی انسان موجب مرگ او می شود.
هر که همراه آرزوی خویش بتازد مرگش او را زمین افکند.
از لغزش جوانمردان در گذرید زیرا هر کس از ایشان بلغزد خداوند دستش را بگیرد و بلندش نماید.
 ترس (از نرسیدن به هدف) با نا کامی (نا امیدی)کم رویی با محرومیت همراه شده است . فرصت همچون ابرها میگذرد ، فرصت های خوب را غنیمت شمارید.
 از کفاره گناهان بزرگ به داد خواهی مردم ستم دیده رسیدن و آسایش بخشیدن به اندوهگین و مصیبت دیده است.
 ای پسر آدم چون ببینی پروردگارت (که منزه از هر عیبی است) پیاپی به تو نعمت می رساند در حالی که تو او را نا فرمانی می کنی ، از او بترس.
 کسی چیزی را در دل خود نهان نمی کند جز آنکه در سخنان بی اندیشه اش و در صفحه رخسارش نمایان می گردد.
 با درد و بیماری خویش بساز چنان که با تو می سازد.
 بترسید ! بترسید ! به خدا سوگند که گناهان را چنان می پوشاند که گویا آنها آمرزیده است.
 شریف ترین بی نیازی رها کردن آرزوهاست.
 آنکه آرزو دراز نماید کردارش را زشت کند.
 عمل به مستحبات در جایی که به واجبات زیان رساند، مایه تقرب به خدا نمی گردد.
 زبان خردمند پشت دل او و دل بی خرد در پس زبان اوست.
 ارزش مرد به اندازه همت اوست ، صداقت وی به اندازه جوانمردیش ، شجاعتش به اندازه ننگ داشتنش (از انجام کارهای زشت) و پاکدامنیش به اندازه غیرت اوست.
 پیروزی در گرو دور اندیشی و دور اندیشی در گرو به کار انداختن رای (و اندیشه)و اندیشه در گرو حفظ اسرار است.
 بترسید از حمله (و شدت عمل) انسان بزرگوار آنگاه که گرسنه شود ، و از حمله انسان پست آنگاه که سیر گردد.
 دل های مردان (رمنده و)وحشی است ، پس هر کس با آنها انس گیرد به او روی می آورند.
 تا وقتی دولتت باقی ست عیبت پنهان است.
 غربت برای ثروتمند چونان وطن شود و وطن برای تنگدست چونان غربت گردد.
 قناعت ثروتی است که تمام نمی شود.
مال ریشه شهوت هاست.
زبان درنده است که اگر رهایش سازی می گزد.
زن کژدمی است که گزیدنش شیرین است.
مردم دنیا مانند کاروانی هستند که آنان را می برند در حالی که خوابند.
از دست دادن  دوستان تنهایی است.
دست نیافتن به حاجت آسان تر از درخواست آن از نا اهل است.
از بخشیدن مقدار اندک شرم مکن گه محروم کردن کمتر از آن است.
پاکدامنی (و عزت نفس) زیور تنگدستی است. سپاسگزاری زیور توانگری است.
چون خرد به کمال رسد سخن گفتن اندک گردد.
روزگار بدن ها را کهنه و فرسوده می سازد ، امید ها را تازه می کند ، مرگ را نزدیک و آرزو را دور می نماید . کسی که به آن دست یافت رنج دید و کسی که آن را از دست داد به سختی افتاد.
آدمی با هر نفس که می کشد گامی به سوی مرگ بر می دارد.
حکمت را هر جا باشد فراگیر ، زیرا که گاه در سینه منافق باشد پس در آنجا به جنبش در آید تا بیرون آید و در کنار یارانش در سینه مومن آرام و قرار یابد.
حکمت گمشده مومن است ، پس حکمت را فراگیر هر چند از منافقان باشد.
ارزش هر کسی کاری است که آن را به نحو شایسته انجام می دهد.
در شگفتم از کسی که نا امید است حال آنکه می تواند آمرزش بخواهد.
فقیه کامل کسی است که مردم را از رحمت خدا مایوس نسازد و از مهربانی او نومیدشان نکند و از عذاب ناگهانی وی ایمنشان ننماید.
همانگونه که بدنها خسته میشوند دلها نیز ملول می گردند در این هنگام لطائف حکمت را برای (آسایش) آنها بجوئید.
فروترین مرتبه دانش آن است که بر سر زبان مانده (و از آن نگذشته) باشد و برترین مرتبه دانش آن است در رفتار انسان نمود یافته باشد.
ما (برای مردم) تکیه گاهی در میان راه هستیم ، آن که عقب مانده باید خود را به آن برساند و آن که جلوتر رفته باید بسوی آن بازگردد.
کسی که میانه روی پیشه سازد فقیر نگردد.
تباه کردن فرصت مایه اندوه است.
غصه خوردن نیمی از پیری است.
چقدر این دو گونه عمل متفاوتند : عملی که لذتش برود و کیفر و زیانش بماند و عملی که رنج آن بگذرد و پاداشش بماند.

کتاب منتخب کلمات قصار حضرت امیرالمومنین (ع)